نظرسنجی: نظرتون دربارۀ این سریال چیه؟
این نظرسنجی بسته شده است.
عالیه
100.00%
9 100.00%
خوبه
0%
0 0%
بد نیست
0%
0 0%
خوشم نیومد
0%
0 0%
در کل 9 رأی 100%
*شما به این گزینه رأی داده‌اید. [نمایش نتایج]

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
11
RE: « نقد و بررسی سریال عشق و عاشقی در بعد از ظهر | .. L.ove Af.fairs in the »(قسمت 2)
سریالی زیبا و آموزنده با چاشنیِ غمی که در تمامیِ صحنه های سریال جریان داره و البتـه زیرنویس انگلیسی دق دهنـده! ( دردِ دل های یک مترجم منتظر که چشمش به سابسین خشک شـده!  اینم بگم که دوستان، به محض اومدن ساب که متأسفانه تایم دقیق و مشخصیَـم نداره، ما میشینیم پای سیستم برای ترجمه، پس اصلا نگران نباشین. تموم سعیِـمونُ میکنیم که زود تحویلش بدیم. )

بریم سراغ سریال.
" وقتی کسیُ قضاوت میکنی، انقدر دنیا می چرخه و می چرخه تا تو رو در موقعیت همون فرد قرار بــده! "
و
" هیچ خیانتی به یکباره رخ نمیـده. شاید اولش بی معنا باشه اما بعدا معنا پیدا میکنه! "

طبق تمومِ نقدایِ اولی که از سریالا میکنم، ابتدا بریم سراغ یه سری المان های اصلی:
1. فیلمنـامه: خب، باید اول بگم که من ورژن ژاپنیِ این سریالُ ندیدم، و از دوستانی که دیدن عاجزانه تقضا دارم که اسپویل نفرماییـن! ما میدونیم خیلی شاخین و سریالای زیادی دیدین، ولی اسپویل نـــکـــنـــیــــن! Chi ( انقدر ملت بی ظرفیتـی داریم که سر سریال لبخند پر کشیده از نگاهت، آخرشُ اسپویل کردن و من دیگه ندیدم سریالُ... Dash1  ) اما همین که فهمیدم فیلمنامه اقتباسی از یه سریال ژاپنیـه، بسیار خوشحال شدم. چون بیاین قبول کنیم، ژاپن در ساخت سریالای ملودرام چند هیچ از کـره جلوئـه. نمونه اش همین سریال لبخند پر کشیـده از نگاهت و سریال مـادر ( پیشنهاد ویـژه ) و حتی سریالِ یک لیتر اشک و یا دقایق عمـر من. (  که ورژن ترکیه ای داره اما کره ای نه متأسفانه ) به خاطر همینم خیلی به این سریال امیدوارم و دوست دارم که اگه پایان ژاپنیش تلخه، اینم دقیقا مثل اون تموم بشـه و هندی بازیای بعضی از سریالای کره ایُ نداشته باشه.

درمورد موضوعشم باید بگم که، منم مثل مژگان جان کلا با خیانت مشکل دارم. یعنی حتی اگه تو یه رابطه شوهره هیتلر باشه و یا زنه هند جگر خوار باشه، بازم به طرفین حق نمیدم که خیانت کنن. ابتدا از اون رابطه ی بیمارگونه خارج بشن و بعدا هر کاری خواستن بکنَـن. اما؛ این نکته که به خیانت از چه دیدی نگاه کنیم و فیلم از چه دیدگاهی به این موضوع بپردازه، خیلی در نظراتِ من تفاوت ایجـاد میکنه. مثلا جوری که در اینجا نشون داده شده تا حالا، من کاملا به دختره حق میـدم که پاش بلرزه؛ البته فقط این حقُ بهش میدم ولی کارشُ تأییـد نمیکنم!  Ish

خیلیـَـم آموزنده اس. از اینکه مثل یه کلاس آموزش مدیریت روابط خانوادگیـه، خوشم میـاد. Laie_60A چیزی که متأسفانه جوونای امروزی ما کم میدونن و در سینما و تلویزیونِ خودمونم بهشون زیاد پرداخته نمیشـه. جملاتیَـم که تا اینجا از کاراکتـرا دیدیم خیلی خوبن. انگار به جای فیلم دارم یه رمان فاخر میخونم و لذت می بَـرم. مخصوصا جملات پایانیِ قسمت 2 و آسیبی که یه خیانت نه تنها به خود فرد بلکه به دوستان و اطرافیانش میزنه.( جیمینی   Cry2 ) ممنون از نویسنده ی اصلی.

علاوه بر موضوع اصلی که خیانته، خیلی خوشم اومد که رویِ قضیه ی قضاوتـم مانور دادن. دقیقا یادم نیست که این روایت از کدوم معصوم بود ولی یادمـه که بیان شـده: " وقتی کسی را قضاوت میکنیم، نمی میریم تا زمانی که در همون موقعیت قرار بگیریم و تصمیم گیری کنیـم. " ( فکر کنم از امام علی ( ع ) باشه این جملـه. ) دقیقا همون موقعی که جی یون به زندگی و در حقیقت خیانتِ سو آ توجه کرد و شروع به قضاوت و تحقیر کردنش کرد، خدا خودشم در همون مسیـر قرار داد تا مورد امتحان قرار بگیـره. ( که اخرین دیالوگ قسمت 2 هم همین بود...خدایا لطفا امتحانم نکن! 63 ) و البته فکر میکنم سو آه هم از این همه تحقیر شاید رنجیده شده و یه جورایی این وسط مداخله میکنه تا جی یونم به باتلاق کثیفِ خیانت کشیـده بشه.

ممنونم تأثیر خیانتم دارن نشون میدن. پارک جیمین جانِ عزیز دلم ( وقتی اولین بار اسمشُ زدم، تنها کسی که اومد جلوی چشمام، جیمین بی تی اِس بود! Haah کی پاپ چه کارا که نمیکنه با آدم! ) هنوزم نتونسته با خیانت مادرش و فروپاشی خانواده اش کنار بیاد. S0f ( چــرا خیانت میکنین لامصبا آخه؟!؟ )


2. بازی ها و بازیگـران:
به به! دو تا از بازیگرای مورد علاقه ام در این سریال حضور دارن و چقدرم که جفتشـونُ دوست دارم. هم خانوم یه جی وُن ( چقدر متین و دوست داشتنیه این بانو ) و اوپای عزیز دل لی سانگ یوب! Eva بازی ها هم تا اینجا قابل قبول بوده. البته من کلا تا قسمت 4 به نویسنده ها فرصت میدم که شخصیت ها رو به ما معرفی کنن، اما تا همین جای کارَم به یه شناخت نسبی به کاراکترا رسیدیم، و بازی بازیگرا در به تصویر کشیدنشـون قابل قبول بـوده و من راضی بودم. Laie_60A  هرچند اگه بخوام خیلی صادقانه بگم احساس میکنم بازیِ پارک ها سان یه خورده نقص داره، مخصوصا سکانس ابتدایی قسمت دوم که با خانوم همسایه ـشون، تو خونه ـشون در حال صحبت بود، اونجایی که گفت " فکر کنم عقلم درست کار نمیکـرد. " جوری دهنشُ قبلش حرکت میداد که انگار داره آدامس میجوئـه، درصورت که میخواست به تته پتـه افتادنُ نشون بـده! و چند سکانس دیگه...امیـدوارم که یکم بهتر بشه.


3. شخصیت پردازی ها:
از هر سه تا نقش اصلی خوشم مـیاد. فعلا اون آقای دو برام مجهولـه و هیچ برداشتی خاصی از اون کاراکتر ندارم اما با سه تایِ دیگه حال کـردم. به خصوص سو آ. شخصیتی بسیار رها ( و البته بی هیچ تعهـدی ) که داره زندگیشُ میکنه و جوریَـم که دوست داره، انجامش میده، کاری که بسیاری از انسان و نمونه اش جی یون و آقا معلم اصلا اینکارُ نمیکنن. هرچند من خیانتشُ تأیید نمیکنم اما از اینکه به خودش میرسـه و میخواد شاد باشه ( هرچند از روش اشتباهی ) باعث میشه کاراکترشُ دوست داشته باشم. بعدشـم گاها اون رگ فمنیستیم میزنه بالا و یه جورایی خوشحال میشم ( روم به دیوار AyKheda ) که به جای یه مرد، خیانت یه زنُ نشون دادن. چیه همه ـَش زنا رو بدبخت و بیچاره و خیانت دیده نشون میـدن؟ حالا یه بارم یه زن خیانت کنه.... ( بازم میگم که کارش خیلی بده، اما از این کلیشه شکنیـش خرسندم ) تعریف باحالیَـم از خیانت داره: " فعالیت جسمی خصوصی " و " قراری بین دو جسم، بدون هیچ تعهـد و احساسی ". و خب برای من کاملا قابل درکه، گاهی وقتا خیانت دلیلی نداره و لزومیَـم نداره که دلیلی داشته باشه، فقط حس تنوع و هیجان طلبیه که باعث میشه بضیا به این سمت کشیـده بشن.

اما این موضوع در مورد جی یون و آقا معلم صدق نمیکنه. خلاءهایی که در زندگی هر جفتشون وجود داره باعث میشه تا به آرومی و عمیقـا این حس نزدیکیشون به هم، در وجودشون رخنه کنه و از همون اعماق وجودیشون شروع به حیات و نفس کشیدن کنـه. ( دقیقا مشابه تعریف نیلوفر صحرائی که چندین بار هم تکرار شد ) و مخصوصا اونجایی که جی یون گفت: " معناش، تنهاییُ القا میکنه! " و چند تا دیالوگ بعدی آقا معلمه گفت: " چطور؟ به نظر میاد تنها زندگی میکنم؟ " چقدر این دو تا هم شبیهِ همن و هم شبیه نیلوفر صحرائـی. و حتی احساس میکنم که اشاره به " بی ثمر بودن " نیلوفر صحرائـی، بطور تلویحی اشاره ایَـم به رابطه ی اینا یا همون خیانتـه که بی ثمـره! ( ایده ی داشتن اسم مجزا برای هر قسمتـم دوست دارم Laie_60A ) و حتی مدل خیانتشونم فرق داره. سوآ برای شاد زیستن خیانت میکنه اما این دوتا بخاطر پر کردن خلاءهای روحی و برطرف کردن کمبودهای عاطفیشون دست به خیانت میزنن و از نظر احساسیَـم به هم وابسته میشن. ( سو آ هیچ تعهد احساسی ای نداره که فکر میکنم اونم دچارش میشـه! Eykhoda )

جی یون بدبخت نیست! خودش این بدبختانه زیستنُ انتخاب کـرده. چرا یکم به خودش نمیرسـه؟ چرا یکم سعی نمیکنه شاد باشه؟ حالا درسته شوهره واقعا یه گـاو(  Dash1 ) به تمام معناست اما خب جی یون که میتونه با توجه کردن به خودش، حالشُ بهتر کنه...همه ـش میره سر کار و میاد خونه. بابا یه باشگاهی برو، آرایشگاهی، سینمایی، پارکی! یه دو تا دوست پیدا کن و باهاشون برو بیرون یا دورهمیای زنونه بگیرین. یکم خرید برو و خودتُ آرایش کن. به خودت بیا زن! Tuzki-bunny-emoticon-043 وگرنه بین چرخ دنده های این زندگی له میشی و کسیَـم به دادت نمیرسـه. و حتی مادر شوهرش و سو آه هم بهش میگن. ( و فکر کنم همین حرفا تلگنری میشن براش اما در مسیری اشتباه ) و چقدرم که سوآ قشنگ گفت بهش. " همه ی گلا یه روزی پژمرده میشن و نیاز نیست که خواهانش باشن. ولی ظاهرا میخوای 70 سال باقی مونده زندگیتُ با پژمردگی بگذرونی. جوونیتُ داری هدر میدی! "

آقا معلمم که من احساس میکنم علاقه ی عمیق یا خاصی به همسرش نداره. حالا یا از اول نداشته و یا این دوری سه ساله، روابطشونُ سرد کـرده. بعدشم من از زنش در عجبم که " بابا، زن حسابی! تو با چه اطمینانی شوهرت ولی کردی و رفتی و بعد سه سال برمیگـردی؟ اصلا نیازهای عاطفیش که هیچ! فکر نکردی شاید برای رفع نیازهای جنسیش به خیانت کشیـده بشه؟! Chi  " بعدشم بوش میکنه و با افتخار میـگه " بوی زنِ دیگه ایُ نمیدی! " Chi این دیگه خیلی عجیبه اونم از چند لحاظ: اولا؛ ما اصلا مرد در این حد وفادار نداریم، اینجا دیگه نویسنده گل کشیـده اینُ نوشته، Chi دومـا؛ باید نگران همچین مردی شد. این حتما افسردگی داره که تو این مدت طرف هیچ زنی نرفتـه! این اصلا از خونه در نمیومده. خودشُ تو کارش غرق کرده. با کسی رفت و آمد نداره و از نظر روحی، یه مرده ی متحرکـه. سومـا؛ شاید اصلا گرایش جنسی شوهرت تغییر کرده باشه، شاید اصلا به زنا علاقه ای نداشته باشه Haah ...تو رو خدا یکم نگران شو زن! انقدر خوشحال نباش! Dash1 بخدا این زن انقدر از این اوپام مطمئن بوده که سه سال تموم ولش کرده و رفته پی تحصیلش! تو که قصد ادامه ی تحصیل داشتی، شوهر نمیکـردی! Chi هرچند به نظرم هنوزم میتونه زندگی زناشوییشونُ نجات بده. اگه زودتر به خودش بیاد. هنوزم میتونه آقا معلممونُ به زندگی خودشون برگردونه چون عمق زندگیِ فاجعه بارشون اندازه ی زندگی اون یکی زوجمون نیست!

یعنی اگه میتونستم میرفتم سه چهارتا در گوشی میزدم به شوهر جی یون و بر میگشتم. 2mo5pow مرد حسابی، به زنت میگی مامان بچه ها؟ مگه بدبخت اسم نـداره؟ گردنش به فنا رفته، یعد تو میگی ای بابا! حالا فکر کردم چی شده؟ Chi جی یون واقعا هویت خودشو تو زندگی از دست داده و فقط کافیه آقا معلم یکم دیگه بهش توجه نشون بده ( تنها کسیه که جی یون شی صداش میکنه  Evaاین کلا شل میشه و رامِـش میشه. بعدشم انگار اون دوتا پرنده براش تخم دو زرده میذارن که انقدر دوسشون داره Dash1 ...شوهره کلا انگار یه پسـر بچه ی 5-6 ساله اس، مامانشم که انقدر نی نی به لالاییش گذاشته که فکر میکنه بعد از ازدواج، زنشم همچین نقشیُ باید براش ایفا کنه! هرچند تقصیر خودِ جی یونم هست. اونم این نقش مادر بودنُ پذیرفته یه جورایی! انگار همسرش نیست...پرستار بچه اس! مامانه هم حرصمُ درمیاره نه به خاطر اینکه وقت و بی وقت خونه ی ایناس، به خاطر اون پسـری که بزرگ کرده! غذا میخواد بذاره هم میره غذای مورد علاقه ی پسـره رو میذاره! انگار بچه اس....! مامان من از 10 سالگیم به بعد کلا دیگه بهم گوش نداد و هر غذایی که صلاح میبینه میذاره!! Haah

4: کارگردانی:
راستش حرف خاصی ندارم! فقط از اینکه سریالُ به آب نبسته، بسیار بسیار ممنونم ازش. سریال 1 ساعته. مفید و مختصر با دیالوگ های آموزنده! Laie_60A

آخ جون! بریم سراغ پانوشت ها:
پ.ن1: به یک او اِس تی خوب و غمگین با صدایی سوزناک و های نوتای اشک درار نیازمندیم. Crysmiley2 ( ترجیحا یه دونه بدن چن اکسو بخونه - سلطان ووکال و های نوت و او اِس تی و بایس رکر عزیزم Luvvyasmiley - و یه دونه هم ایلی، باتشکـر. )



پ.ن2: باورش برای خودمم سخته اما فقط همون یه پانوشتُ داشتم. Haah

پ.ن3: یادم اومد! از اینکه سریال 12 قسمتیه خوشم میـاد. Laie_60A الکی کشش نمیدن. شلنگ آب باز نمیکنن تو سریال و سریع تر وارد داستان اصلی میشیم.
 سپاس شده توسطMozhgan (۱۳۹۸/۰۴/۲۱، ۰۴:۲۰ ب.ظ) ، somynaji (۱۳۹۸/۰۴/۲۱، ۰۵:۰۱ ب.ظ) ، Kingphoenix (۱۳۹۸/۰۴/۲۱، ۰۵:۱۳ ب.ظ) ، MOTKA (۱۳۹۸/۰۴/۲۱، ۰۶:۰۴ ب.ظ) ، nana (۱۳۹۸/۰۴/۲۱، ۰۷:۰۹ ب.ظ) ، neverland.oasis (۱۳۹۸/۰۴/۲۱، ۰۸:۴۷ ب.ظ) ، alexandra (۱۳۹۸/۰۴/۲۲، ۱۱:۳۵ ب.ظ) ، Golshad (۱۳۹۸/۰۴/۲۳، ۱۲:۱۶ ق.ظ) ، paradise (۱۳۹۸/۰۴/۲۴، ۰۳:۱۳ ب.ظ)
12
RE: « نقد و بررسی سریال عشق و عاشقی در بعد از ظهر | .. L.ove Af.fairs in the »(قسمت 04)
باسلام
اول اینکه مرسی که این سریال رو به موقع آپلود میکنید..دوم تشکرازمترجمان خوبمون که که این سریال رو ترجمه میکنن....نظرات رو دوستان گفتن ....باید بگم راجع اون حدیث ..این حدیث رو امام صادق فرمودن ویکی ازدوستان جمله ای رو گفت که داستایوسفکی  ابتدای رمان جنایت ومکافتش نوشته که میگه می دانم اگر کسی راقضاوت کنم دنیا تمام تلاشش را میکند تامرادرشرایط اوقراردهدتابه من ثابت کنددر تاریکی همه ی ماشبیه یکدیگریم.خوب باید ببینیم نویسنده میخواد سریال رو به کدوم سمت وسو ببره....واینکه یه سوال این سریال پشت صحنه نداره؟دوستان اگه منبعی هست که میشه پشت صحنه های این سریال رودید لطفا معرفی کنید...ممنون. 2lbkos0
پ.ن:ولی کارگردان یجورایی آدم رو دق میده من دقیقامنتظر بودم ببینم ری اکشن پسر خوبمون چیه  انتهای این قسمت ....ولی تموم شد دقیقا لحظه ی حساس حالا یک هفته ی دیگه باید صبرکنم Dash1
 سپاس شده توسطبانو (۱۳۹۸/۰۴/۲۳، ۰۱:۱۰ ق.ظ) ، Mozhgan (۱۳۹۸/۰۴/۲۳، ۰۱:۳۵ ق.ظ) ، neverland.oasis (۱۳۹۸/۰۴/۲۳، ۰۹:۲۵ ق.ظ) ، somynaji (۱۳۹۸/۰۴/۲۳، ۰۹:۴۴ ق.ظ) ، Kingphoenix (۱۳۹۸/۰۴/۲۳، ۰۹:۵۱ ق.ظ) ، Golshad (۱۳۹۸/۰۴/۲۵، ۱۲:۰۷ ق.ظ)
13
RE: « نقد و بررسی سریال عشق و عاشقی در بعد از ظهر | .. L.ove Af.fairs in the »(قسمت 04)
خب خب من هنوز نظرات بقیه رو نخوندم....شاید حرفام تکراری باشه ب هر حا پیشاپیش معذرت Luvvyasmiley اومدم یکم تبلیغ سریالمُ بکنم برم Haah
راستش من از اون دسته آدماییم که خیانت برام یه خط قرمزه گنده س و اصلا و ابدا براش توجیحی قبول نمی کنم.وقتیم که می بینم یا می شنوم خیلی حالم بد میشه Crysmiley2 ولی بعد یه سری مطالعه ای که داشتم سعی کردم یکم از اون تعصبه در بیام و برم دنبالش که چرا اصلا این معقوله یا به قول روانشناسا پیش میاد.خیانت رو روانشناسای امروز یه آسیب می بینن بیشتر که با خواست زوجا قابل درمانه به شرطی که هر دو طرف بخوان....یعنی طریقه درمانش رو مثل بیماری های دیگه قابل حل می دونن.
حالا از علل اینکه چی میشه خیانت میشه و اینا بگذریم....
این سریال و سریال affairs که امریکاییه بر خلاف سریالای اب ذوغ خیاری ترکی که سعی دارن بگن واوووو خیانت عادیه و خوبه خیلی قشنگ نشون میدن که چی میشه اصلا خیانت به وجود میاد .
توی این سریال من که نگاه می کنم راستش دوست ندارم اصلا بگم طرفین حق دارن که خیانت کنن نه....ولی جدا ادم می تونه ببینه که یه وقتایی شرایط زندگی باعث میشه واقعا.هرچند بازم میگم که توجیحی نداره و میتونن جدا بشن و بعد برن دنبال یکی دیگه.
زوج اول سریال با شوهرش...یه زن مظلوم رو داریم که تقریبا سه ساله هیچ رابطه ای با شوهرش نداشته(یکی از علل اصلی خیانت)و شوهرش بجای عزیزم و لفظایی که باعث صمیمیت بین زوجا میشه بهش میگه مامان!!!یعنی مردک اسکل خر رو دلم می خواد خفه کنم وقتی میاد میگه مامااننننن عشق Dash1 یعنی رو مخ ترین شخصیت توی این سریال.نبود صمیمیت و هیجان توی رابطه که مهمترین علت خیانت گفته شده توی این زوج قشنگ دیده میشه.ولی بازم تقصیر شوهره نیست همش این که صدای خود یوجین اصلا در نمیاد و تو سکوت رفتار مادرشوهرش رو تحمل می کنه خودش باعث این بساط زندگیه.پس میشه گفت که خیلی زود یکی که درکش می کنه و به دلشه"بهش میگه حواست به شیر گاز باشه" نمی دونم "بند کفش ببند و ...."جای شوهرش رو میگیره.بخصوص ما زنا که کلا احساسیم و با گوش عاشق میشیم
زوج دوم اقای معلم و زنش....راستش وضع این باز بهتر از جی یون و شوهرشه ولی اینم زنش خیلی بدرد بخور نیست....اگه اشتباه نکنم که یه مدتم ول می کنه میره خارج تا دکترا بخونه و اینقدر دوره از شوهرش که وقتی میاد خونه شوهرش تعجب می کنه!هیچ عجله ای برای ثبت ازدواجش نداره و کلا تفلونه.ولی خب بنظرم اینا مشکلشون حل شدنی تره تاز زوج اول.
زوج اخرم که پولدارن ماشالا همه کار ازشون برمیاد Haah زن و شوهر همه لنگ هم....از این به اون....خدا در و تخته رو خوب جور کرده Haahاینام خیلی صمیمیتی توی زندگیشون دیده نمیشه و هر دو بیشتر مشغول کارن....البته همیشه م این صمیمیته عامل اصلی خیانت نیست و خیلی وقتا باید ریشه رو توی بچگی یا گذشته دو طرف نگاه کرد.
نگاه اموزنده سریال به هر سه تا زوج خیلی عالیه....اینکه پول باعث میشه مردم فکر کنن یکی خیلی خوشبخته در صورتی که همه چیز نیست و شاید توی زندگی بری بوی تعفن بده
غیر از اینا....دیالوگاش عالیننن.یعنی من هر سری دختره با خودش حرف میزنه و دیالوگای خوشگل میگه به خودش چشم قلبیم 105فقط کاش این سابش زودتر میومد انقدر رو مخ نبود.
 سپاس شده توسطMOTKA (۱۳۹۸/۰۴/۲۴، ۰۳:۱۲ ب.ظ) ، Mozhgan (۱۳۹۸/۰۴/۲۴، ۰۴:۱۷ ب.ظ) ، Love Keeper (۱۳۹۸/۰۴/۲۴، ۰۶:۰۱ ب.ظ) ، Golshad (۱۳۹۸/۰۴/۲۵، ۱۲:۰۹ ق.ظ) ، somynaji (۱۳۹۸/۰۴/۲۵، ۱۲:۲۴ ق.ظ) ، niloofartl (۱۳۹۸/۰۴/۲۵، ۰۲:۳۰ ق.ظ) ، CerCis (۱۳۹۸/۰۴/۲۵، ۰۲:۳۲ ق.ظ)
14
RE: « نقد و بررسی سریال عشق و عاشقی در بعد از ظهر | .. L.ove Af.fairs in the »(قسمت 05)
قسمت 05
 سپاس شده توسطSAHEL (۱۳۹۸/۰۴/۲۸، ۰۸:۵۳ ب.ظ) ، pegy (۱۳۹۸/۰۴/۲۸، ۰۹:۵۷ ب.ظ) ، بانو (۱۳۹۸/۰۴/۲۸، ۱۰:۰۰ ب.ظ)
15
RE: « نقد و بررسی سریال عشق و عاشقی در بعد از ظهر | .. L.ove Af.fairs in the »(قسمت 06)
قسمت 06
 سپاس شده توسطSAHEL (دیروز، ۱۱:۴۴ ب.ظ)
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
جستجو
جستجوی گوگل